گوته (منسوب)



  1. گیرم که تورا دوست دارم، به تو چه؟

    گوته (منسوب)

فاوست - گوته




  1. مردانی اندک شمار که چیزی دانسته اند و آنقدر دیوانه بوده اند که راز آنرا در درون دل نهفته ندارند ،کسانی که عواطف خود را و نظرات خود را بر توده ها کشف کرده اند، در هر عصری به صلیب کشیده و سوزانده شده اند.

    فاوست - گوته

گوته؛ شیفته‌ی حافظ، زبان فارسی و قرآن


یوهان ولفگانگ فن گوته، نویسنده و شاعر تاثیرگذار ادبیات آلمان، دلبستگی خاصی به ادبیات شرق زمین داشت و آشنایی اش با اشعار حافظ، وی را در زمره‌ی هواخواهان حافظ قرار داد، تا آنجا که الفبا و نگارش فارسی را آموخت، قرآن کریم را خواند.

 

یوهان ولفگانگ فن گوته فیلسوف، شاعر، نویسنده و متفکر بزرگ آلمانی در 28 اکتبر سال 1749 در «فرانکفورت »متولد شد و در 22 مارس سال 1832 در «ویمار» چشم از جهان فرو بست.

 

پدرش مشاور سلطنتی بود و می خواست پسرش یک حقوق دان با تجربه شود. گوته دوران کودکی خود را در آغوش پر مهر خانواده گذراند و تحصیلات اولیه را نزد استادان خصوصی و معلمین سرخانه به اتمام رساند.

 

آنها زبان های یونانی، لاتین، ایتالیایی، انگلیسی، عبری، زبان یهودیان اروپای شرقی، موسیقی و نقشه کشی را به وی آموختند.

 

زبان فرانسه را نیز در سال 1759 هنگامی که سپاهیان «لویی پانزدهم» در طی جنگ های7 ساله، شهر فرانکفورت را اشغال کرده بودند آموخت. در سال 1765 بنا به اصرار پدرش برای فرا گیری علم حقوق به «لایپزیک» رفت و سه سال در آن شهر ماند و به دختر پانسیون داری در آنجا علاقه مند شد، نخستین اشعار او از همین عشق الهام گرفته است. پس از چندی عاشق دختر استاد نقشه کشی خود شد اما این عشق عمیق تر و آرام تر بود.

 

در شهرلایپزیگ روح پر عطش گوته خرسند نبود و او اغلب به مطالعه ادب و فلسفه می پرداخت؛ با این همه تحصیل حقوق را به پایان رسانید و مدتی هم در شیمی و کالبد شناسی و معماری کار کرد و بر تمام آنها مسلط شد.

 

در سال 1768 در حالی که بیمار بود، به فرانکفورت بازگشت و به تقلید از مادرش به محافل مذهبی رفت و آمد داشت. وقتی حالش بهتر شد برای تکمیل تحصیلات حقوق خود به «استراسبورگ » رفت و در اوت 1771 به اخذ دانشنامه لیسانس توفیق یافت.

 

در این شهر هم او دلباخته دختر وزیری شد. این ماجرای عشقی در روح حساس «گوته» سخت اثر گذاشت گرچه کار این عشق به ازدواج نکشید. در مراجعت به فرانکفورت به تشویق «هردر» حکیم و فیلسوف آلمانی که نفوذ زیادی در «گوته» پیدا کرد به نوشتن درام پرداخت که در سال 1774 منتشر شد و بدین ترتیب نام او در شمار بزرگان ادب جای گرفت.

 

از این زمان به بعد فکر آفرینش بزرگترین شاهکار خود« فاوست » را پیدا کرد، از ماه مه تا سپتامبر 1772 اقامت در «وتزلار» و اشتغال به یک شغل قضایی در آن شهر وی را با دختر جوانی به نام «شارلوت بوف» آشنا کرد و «گوته» سخت عاشق و دلباخته او شد. لیکن محصول این عشق آفرینش یکی دیگر از شاهکارهای او به نام «ورتر» است که در سال 1774 انتشار یافت.

 

در مراجعت به فرانکفورت یک سری درامهای عالی نوشت که از آن جمله «پرومته» در 1772، «کلاویگو» در 1774 و «استلا» در سال 1776 که به یاد دختری زیبا از اهل فرانکفورت نگارش یافته است، را می توان نام برد. نیز در این ایام قسمتی از شاهکار جاویدان خود«فاوست» را به رشته تحریر کشید.

 

از سال 1775 مسیر زندگی گوته تغییر کرد. دوک بزرگ «ویمار» به نام «کارل او گوست» او را به دربار خود فرا خواند. گوته مشاور دوک شد و به امور سیاسی و اقتصادی علاقه پیدا کرد و ضمناً دنبال تحقیقات علمی و مطالعات ادبی خود را نیزگرفت.

 

لیکن مجال او برای ادبیات و تالیف آثار کمتر بود، چه او زمانی مشاور سفارت و هنگامی نیز وزیر دربار ویمار شد. با این وصف دراین ایام گوته از مکتب رمانتیسم ورتر خود پا فراتر گذاشت و پخته تر و کامل تر شد و درام «ایفی ژنی » او که درسال 1779 در ویمار نمایش داده شد، شاهدی بر این مدعی است.

 

سفر ایتالیا مرحله تازه ای درسیر افکار گوته به شمار رفت و رجعت به هنر عهد باستان، اندیشه او را سخت به خود مشغول داشت.

 

با این وصف در آثاری که وی در این هنگام در ایتالیا نوشته است اثر فکر ایتالیایی دیده نمی شود. در سال های 1792 و 1793 گوته در جنگهای پروس با فرانسه شرکت کرد و 20 سال بعد خاطراتی راجع به این جنگ ها نوشت. آشنایی او با «شیلر» شاعر بزرگ آلمان در سال 1794 نور تازه ای به حیات او تاباند و گوته با همکاری «شیلر» در سال 1796 مجموعه اشعاری به نام «گزنیا» منتشر ساخت.

 

سپس رمان بزرگی را که شرح حال خود اوست تألیف کرد و آن را «سال های کار آموزی ویلهم مستر» نامید. در سال 1797 منظومه بورژوائی به نام «هرمان و دوروته » منتشر ساخت و این منظومه شهرت او را به حداعلی رساند و در این سال ها است که «دوک ویمار» او را از همه القاب و عناوینش معزول کرد و گوته به مدیریت تئاتر ویمار اشتغال ورزید و ضمناً به مطالعات زمین شناسی و گیاه شناسی پرداخت و رسالاتی چند نیز در این باره به رشته تحریر در آورد.

 

در سال 1805 شیلر در گذشت و گوته نیز به بیماری مهلکی دچار گشت که نزدیک بود او را از پای در آورد.این بیماری گوته را بسیار ضعیف ساخت. در سال 1808 نخستین قسمت «فاوست» منتشر شد. در آن سال جشنی به افتخار «ناپلئون بناپارت» امپراطور فرانسه در «ارفوست» بر پا شد که گوته در آن شرکت کرد ؛ مذاکره او با ناپلئون در آن شهر معروف است.

 

گوته از طرف ناپلئون به دریافت نشان عقاب لژیون دونور مفتخر گردید. سالهای آخر عمر گوته به تکمیل شاهکار بزرگش فاوست گذشت و قسمت دوم این اثر بزرگ در سال 1833 یعنی چند روز قبل از مرگش به اتمام رسید.

 

یوهان ولفگانگ فن گوته» نویسنده و شاعر شهیر آلمانی با اشعار و نوشته های عمیقش تاثیر شگرفی بر ادبیات آلمان نهاده است، گوته دلبستگی خاصی به ادبیات شرق زمین داشته است و آشنایی اش با اشعار حافظ، وی را در زمره‌ی هواخواهان حافظ قرار داد، تا آنجا که الفبا و نگارش فارسی را آموخت، قرآن کریم را خواند و میل به سرودن اشعاری با رنگ و بوی شعری و برگرفته ازاشعار حافظ به نگارش کتاب «دیوان شرقی» وی انجامید. علاقه گوته به حافظ و تاثیری که در آثارش از او پذیرفته بر همگان آشکار است.

 

گوته یک مغز متفکر جهانی است . او در عین حال که شاعری عمیق و حساس است، سیاستمداری مجرب و کارکشته و دانشمندی مبتکر و بزرگ محسوب می شود.

 

نیروی نبوغ با تعادل تمام در کلیه استعدادهای بشری در نهاد او مخمر بوده و به تمام اشکال هنری و فکری آشنایی داشته و اگر چه اختصاصی به مکتب خاصی ندارد لیکن شاهکاری از خود به جا گذاشته است که نه تنها بر تمام ادبیات آلمان سایه انداز است بلکه چون تاجی بر تارک ادبیات اروپایی می درخشد.

 

در مقایسه‌ی او با «شکسپیر» گفته اند: آنچه شکسپیر از درون خود الهام گرفته، گوته با ممارست و مطالعه زیاد آموخته است. گوته گر چه از الهامات شاعرانه عصر الیزابت برخوردار نبوده اما قوه تفکر بسیار وسیع و قریحه سرشارش او را به مقام معنوی بسیار والا رسانده است و این قولی است که همگی بر آنند.

 

گوته یکی از نوابغ بزرگ دنیا است که کتاب هایی درباره «حافظ» شاعر نامی ایران نوشته است . از آثار دیگر او می توان «اگمونت » و «تاسو» را نام برد.

گوته



برخی نومیدانه در قید بندگی اند و به غلط چنین می پندارند که آزادتد .

گوته