X
تبلیغات
کافی کتاب ... - سید علی صالحی


  1. یعنی می‌شود یک شب خوابید و 
    صبــح از رادیو شنید
    باد آزاد است از هر کجا که دلش خواست
    اگر خواست از جامه‌ی خواب ِ زن و عطـــر آینه بگذرد !؟
    چکارمان دارند نمی‌گذارند با بوسه گفتگو کنیم

    سید علی صالحی

    + متن کامل شعر در وبلاگ کافی(کتاب)شعر
    http://kafiketabp.blogfa.com/

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم فروردین 1393ساعت 13:43 توسط مریم |


  1. یعنی می‌شود یک شب خوابید و 
    صبــح از رادیو شنید
    باد آزاد است از هر کجا که دلش خواست
    اگر خواست از جامه‌ی خواب ِ زن و عطـــر آینه بگذرد !؟
    چکارمان دارند نمی‌گذارند با بوسه گفتگو کنیم

    سید علی صالحی

    + متن کامل شعر در وبلاگ کافی(کتاب)شعر
    http://kafiketabp.blogfa.com/

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1392ساعت 15:41 توسط مریم |



  1. همگان به جست‌ و جوي خانه مي‌ گردند
    من کوچه‌ ي خلوتي را مي‌ خواهم
    بي‌ انتها براي رفتن
    بي‌ واژه براي سرودن
    و آسماني براي پرواز کردن
    عاشقانه اوج گرفتن
    رها شدن

    سيد علي صالحي

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1392ساعت 8:44 توسط مریم |



  1. ری‌را ...! 
    به کوری چشمِ کلاغ 
    عقاب‌ها هرگز نمی‌میرند! 

    سید علی صالحی

    + وبلاگ کافی(کتاب)شعر
    http://kafiketabp.blogfa.com/

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1392ساعت 8:43 توسط مریم |



  1. وقتی که تو نیستی
    من هم
    تنهاترین اتفاق ِ بی دلیل ِ زمین ام !

    سید علی صالحی

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1392ساعت 11:11 توسط مریم |





  1. کم نيستند شادي‌ها
    حتي اگر بزرگ نباشند
    آنقدر دست نيافتني نيستند
    که تو عمري‌ست
    کز کرده‌اي گوشه جهان
    و بر آسمان چوب خط مي‌كشي به انتظار
    حبس ابد هم حتي ، پايان دارد
    پاياني بزرگ و طولاني
    چه آسان تماشاگر سبقت ثانيه‌هاييم
    و به عبورشان مي‌خنديم
    چه آسان لحظه‌ها را به کام هم تلخ مي‌کنيم 
    و چه ارزان مي‌فروشيم لذت با هم بودن را
    چه زود دير مي‌شود
    و نمي‌دانيم که ؛ فردا مي‌آيد
    شايد ما نباشيم 

    سيد علي صالحي

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1392ساعت 11:26 توسط مریم |



  1. کم نيستند شادي‌ها
    حتي اگر بزرگ نباشند
    آنقدر دست نيافتني نيستند
    که تو عمري‌ست
    کز کرده‌اي گوشه جهان
    و بر آسمان چوب خط مي‌كشي به انتظار
    حبس ابد هم حتي ، پايان دارد
    پاياني بزرگ و طولاني
    چه آسان تماشاگر سبقت ثانيه‌هاييم
    و به عبورشان مي‌خنديم
    چه آسان لحظه‌ها را به کام هم تلخ مي‌کنيم 
    و چه ارزان مي‌فروشيم لذت با هم بودن را
    چه زود دير مي‌شود
    و نمي‌دانيم که ؛ فردا مي‌آيد
    شايد ما نباشيم 

    سيد علي صالحي

+ نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1392ساعت 10:33 توسط مریم |





  1. سلام! 
    حال همه‌ی ما خوب است 
    ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور، 
    که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گویند 
    با این همه عمری اگر باقی بود 
    طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم 
    که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و 
    نه این دلِ ناماندگارِ بی‌درمان! 

    سید علی صالحی

    + متن کامل شعر
    http://kafiketabp.blogfa.com/

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1392ساعت 11:49 توسط مریم |



  1. ما را می‌گردند
    می‌گويند همراه خود چه داريد؟
    ما فقط
    روياهای‌مان را با خود آورده‌ايم.
    پنهان نمی‌كنيم
    چمدان‌های ما سنگين است
    اما فقط
    روياهای‌مان را با خود آورده‌ايم .

    سيد علي صالحی


    + وبلاگ کافی(کتاب)شعر
    http://kafiketabp.blogfa.com/

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1392ساعت 11:36 توسط مریم |





  1. باران می‌آمد 
    مردمان در خوابِ خانه 
    از آبِ رفته به جوی ... سخن می‌گفتند، 
    همهمه‌ی یک عده آدمی در کوچه نمی‌گذاشت 
    لالاییِ آرامِ آسمان را آسوده بشنوم ... 

    اصلا بگذار این ترانه 
    همین حوالیِ بوسه تمام شود! 
    من خسته‌ام 
    می‌خواهم به عطرِ تشنه‌ی گیسو و گریه نزدیکتر شوم، 
    کاری اگر نداری ... برو! 
    ورنه نزدیکتر بیا 
    می‌خواهم ببوسمت. 
    ...

    سید علی صالحی

    + وبلاگ کافی(کتاب)شعر
    http://kafiketabp.blogfa.com/

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1392ساعت 21:32 توسط مریم |





  1. باران می‌آمد 
    مردمان در خوابِ خانه 
    از آبِ رفته به جوی ... سخن می‌گفتند، 
    همهمه‌ی یک عده آدمی در کوچه نمی‌گذاشت 
    لالاییِ آرامِ آسمان را آسوده بشنوم ... 

    اصلا بگذار این ترانه 
    همین حوالیِ بوسه تمام شود! 
    من خسته‌ام 
    می‌خواهم به عطرِ تشنه‌ی گیسو و گریه نزدیکتر شوم، 
    کاری اگر نداری ... برو! 
    ورنه نزدیکتر بیا 
    می‌خواهم ببوسمت. 
    ...

    سید علی صالحی

    + وبلاگ کافی(کتاب)شعر
    http://kafiketabp.blogfa.com/

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم مرداد 1392ساعت 11:32 توسط مریم |





  1. به یکدیگر دروغ نگویید ؛
    آدم است 
    باور می کند 
    دل می بندد .

    سيد علی صالحی

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1392ساعت 22:13 توسط مریم |



  1. من از ميان همه‌ی شما،
    منتظر کسی بودم، که نيامد! 

    سید علی صالحی

    + متن کامل شعر
    http://kafiketabp.blogfa.com/

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1392ساعت 22:6 توسط مریم |





  1. اصلا بگذار این ترانه 
    همین حوالیِ بوسه تمام شود! 
    من خسته‌ام 
    می‌خواهم به عطرِ تشنه‌ی گیسو و گریه نزدیکتر شوم، 
    کاری اگر نداری ... برو! 
    ورنه نزدیکتر بیا 
    می‌خواهم ببوسمت. 

    سید علی صالحی

    + وبلاگ کافی(کتاب)شعر
    http://kafiketabp.blogfa.com/

+ نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1392ساعت 8:2 توسط مریم |



  1. تمام خنده هایم را نذر کرده ام
    تا تو همان باشی که صبح یکی از روزهای خدا
    عطر دستهایت ،
    دلتنگی ام را به باد می سپارد...

    سید علی صالحی
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1392ساعت 22:58 توسط مریم |





  1. حالا که آمدی
    حرفِ ما بسیار،
    وقتِ ما اندک،
    آسمان هم که بارانی‌ست ...!

    به خدا وقت صحبت از رفتنِ دوباره و
    دوری از دیدگانِ دریا نیست!
    سربه‌سرم می‌گذاری ... ها؟
    می‌دانم که می‌مانی
    پس لااقل باران را بهانه کُن
    دارد باران می‌آید.

    سید علی صالحی

    + متن کامل این شعر
    http://kafiketabp.blogfa.com/

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1392ساعت 23:11 توسط مریم |



  1. وقتی که تو نیستی
    دنیا
    چیزی کم دارد
    مثل ِ کم داشتن ِ یک وزیدن ، یک وا‍ژه ، یک ماه !
    من فکر می کنم در غیاب ِ تو
    همه ی ِ خانه های ِ جهان خالیست !
    همه ی ِ پنجره ها بسته است !
    وقتی که تو نیستی
    من هم
    تنهاترین اتفاق ِ بی دلیل ِ زمین ام !
    واقعا ...
    وقتی که تو نیستی
    من نمی دانم برای گم و گور شدن (!)
    به کدام جانب ِ جهان بگریزم ...

    سید علی صالحی

    + http://kafiketabp.blogfa.com/

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392ساعت 10:50 توسط مریم |




  1. من از عطرِ آهسته‌ی هوا می‌فهمم
    تو باید تازه‌گی‌ها
    از اینجا گذشته باشی. 

    سید علی صالحی

    + متن کامل شعر
    http://kafiketabp.blogfa.com/

+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1392ساعت 10:10 توسط مریم |



  1. آیا اشتباه از ما بود
    که نفهمیدیم بعد از تو
    دعای دریا را با کدام زبان بریده
    باید خواند؟
    بعد از تو دیگر هیچ شمایی شبیه شما نیامد .

    سید علی صالحی

    http://kafiketabp.blogfa.com/

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392ساعت 17:57 توسط مریم |



  1. من از عطرِ آهسته‌ی هوا می‌فهمم
    تو باید تازه‌گی‌ها
    از اینجا گذشته باشی. 

    سید علی صالحی

    + متن کامل شعر
    http://kafiketabp.blogfa.com/

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1392ساعت 13:51 توسط مریم |



  1. آيا مسئولِ نهايیِ آرامشِ جهان 
    آغوشِ عجيبِ حضرتی به نام زن است؟ 
    چاره‌ای نيست 
    تنها به همين هوایِ هميشه بينديش، 
    وگرنه زمهريرِ اين زمستان را 
    تحمل نخواهی کرد.

    سید علی صالحی

    + متن کامل شعر
    http://kafiketabp.blogfa.com/

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1391ساعت 9:6 توسط مریم |



  1. برای من 
    دوست داشتن 
    آخرین دلیل دانایی است
    اما هوا همیشه آفتابی نیست
    عشق همیشه علامت رستگاری نیست
    و من گاهی اوقات مجبورم
    به آرامش عمیق سنگ حسادت کنم
    چقدر خیالش آسوده است 
    چقدر تحمل سکوتش طولانی ست
    چقدر ... 

    سید علی صالحی

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند 1391ساعت 22:12 توسط مریم |



  1. برای من 
    دوست داشتن 
    آخرین دلیل دانایی است
    اما هوا همیشه آفتابی نیست
    عشق همیشه علامت رستگاری نیست
    و من گاهی اوقات مجبورم
    به آرامش عمیق سنگ حسادت کنم
    چقدر خیالش آسوده است 
    چقدر تحمل سکوتش طولانی ست
    چقدر ... 

    سید علی صالحی

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1391ساعت 15:56 توسط مریم |



  1. وقتی که تو نیستی
    دنیا
    چیزی کم دارد 
    مثل ِ کم داشتن ِ یک وزیدن ، یک وا‍ژه ، یک ماه !! ... 
    من فکر می کنم در غیاب ِ تو
    همه ی ِ خانه های ِ جهان خالیست !
    همه ی ِ پنجره ها بسته است !
    وقتی که تو نیستی
    من هم
    تنهاترین اتفاق ِ بی دلیل ِ زمین ام !
    واقعا ... 
    وقتی که تو نیستی
    من نمی دانم برای گم و گور شدن
    به کدام جانب ِ جهان بگریزم 

    سید علی صالحی

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر 1391ساعت 23:6 توسط مریم |






  1. سادگی را 
    من از خوابِ يک پرنده 
    در سايه‌ی پرنده‌يی ديگر آموختم... 

    سید علی صالحی

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان 1391ساعت 9:24 توسط مریم |





  1. ...
    خودت بگو:
    زنجیر اگر برای گسستن نبود
    پس این دست‌های بسته را
    برای کدام روزِ خسته آفریده‌اند.

    سید علی صالحی

    + متن کامل شعر در وبلاگ کافی(کتاب)شعر
    http://kafiketabpoem.persianblog.ir/

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آبان 1391ساعت 8:42 توسط مریم |







  1. خواب ها یی که منجر به آغاز آفتاب نمی شوند
    سرانجام 
    به سازش سایه ها تن خواهند داد.

    سید علی صالحی

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر 1391ساعت 9:36 توسط مریم |




  1. من يکی را می‌شناسم
    صبح‌ها ليبرال است
    ظهرها چپ می‌زند
    و غروب که از کوچه‌ی تاريک می‌گذرد
    زيرِ لب آهسته می‌گويد: "بسم‌الله ...!"

    سید علی صالحی

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم مهر 1391ساعت 9:13 توسط مریم |





  1. چقدر این دوست داشتن های بی دلیل
    خوب است 
    مثل همین باران بی سوال
    که هی می بارد ... 

    سید علی صالحی

+ نوشته شده در یکشنبه نهم مهر 1391ساعت 9:5 توسط مریم |



  1. دردا ... در این دیار 
    شکایتِ کدام درنده 
    به درنده‌ی دیگری باید؟

    سید علی صالحی

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1391ساعت 10:10 توسط مریم |






  1. سلام! 
    حال همه‌ی ما خوب است 
    ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور، 
    که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گویند 
    با این همه عمری اگر باقی بود 
    طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم 
    که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و 
    نه این دلِ ناماندگارِ بی‌درمان! 

    تا یادم نرفته است بنویسم 
    حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود 
    می‌دانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه‌ی باز نیامدن است 
    اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی 
    ببین انعکاس تبسم رویا 
    شبیه شمایل شقایق نیست! 
    راستی خبرت بدهم 
    خواب دیده‌ام خانه‌ئی خریده‌ام 
    بی‌پرده، بی‌پنجره، بی‌در، بی‌دیوار ... هی بخند!

    بی‌پرده بگویمت
    چیزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد 
    فردا را به فال نیک خواهم گرفت 
    دارد همین لحظه 
    یک فوج کبوتر سپید 
    از فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذرد 
    باد بوی نامهای کسان من می‌دهد 
    یادت می‌آید رفته بودی 
    خبر از آرامش آسمان بیاوری!؟ 

    نه ری‌را جان
    نامه‌ام باید کوتاه باشد 
    ساده باشد 
    بی حرفی از ابهام و آینه، 
    از نو برایت می‌نویسم 
    حال همه‌ی ما خوب است 
    اما تو باور نکن!

    سید علی صالحی

    + وبلاگ کافی(کتاب)شعر
    http://kafiketabpoem.persianblog.ir/

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1391ساعت 22:7 توسط مریم |







  1. پدرم گفت کسی دعای ما را نمی شنود
    نوبت ِ کودکان است ، 
    و عصر ِ همان روز باران آمد .

    سید علی صالحی

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور 1391ساعت 13:58 توسط مریم |




  1. يادت می‌آيد رفته بودی
    خبر از آرامش آسمان بياوری!؟

    نه ری‌را جان
    نامه‌ام بايد کوتاه باشد
    ساده باشد
    بی حرفی از ابهام و آينه،
    از نو برايت می‌نويسم
    حال همه‌ی ما خوب است
    اما تو باور نکن!

    سید علی صالحی

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد 1391ساعت 9:36 توسط مریم |


+ نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد 1391ساعت 15:58 توسط مریم |




  1. هنوز هم در غياب تو
    نماز ملائک قضا می شود... 

    سيد علی صالحی

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1391ساعت 12:19 توسط مریم |





  1. تو را به خدا بگذارید
    هر کسی هر چه دلش خواست
    لااقل به خواب ببیند!

    سید علی صالحی

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1391ساعت 10:7 توسط مریم |





  1. حوصله کن
    صبح که باران آمد
    همه ی ما
    زیرِ فواره ی گل سرخ
    نماز خواهیم خواند.
    ...
    چطور عصای کور و لقمه ی گرسنه را ربوده
    باز به وقت نماز
    گریه می کنید؟
    ...
    می ترسم
    اما نه از مرگ،
    بلکه از برادرانی
    که فرقِ میانِ گاو وُ
    هفت سُنبله ی گندم را نمی فهمند.

    سید علی صالحی

    + متن کامل شعر - وبلاگ کافــــی(کــتاب)شـــعر
    http://kafiketabpoem.persianblog.ir/post/290/

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر 1391ساعت 23:3 توسط مریم |







  1. اشتباه می‌کنند , بعضی‌ها که اشتباه نمی‌کنند!
    باید راه افتاد،
    مثل رودها , که بعضی به دریا می‌رسند 
    بعضی هم به دریا نمی‌رسند.

    رفتن، هیچ ربطی به رسیدن ندارد ...

    سید علی صالحی 

    + وبلاگ کافی(کتاب)شعر
    http://kafiketabpoem.persianblog.ir/

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1391ساعت 8:39 توسط مریم |


ایکاش 

یکی بیاید که وقت رفتن نرود.

سید علی صالحی

+ وبلاگ کافی(کتاب)شعر
http://kafiketabpoem.persianblog.ir/

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر 1391ساعت 10:37 توسط مریم |



آرزو کن آن اتفاق قشنگ بیفتد

رؤیا ببارد

دختران برقصند

قند باشد

بوسه باشد

خدا بخندد به خاطر ما

ما که کاری نکرده ایم!



سیدعلی صالحی

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد 1391ساعت 16:42 توسط مریم |

مطالب قدیمی‌تر